بهار
قرارمان همین بهار ... زیر شکوفه های شعر... آنجا که واژه ها برای تو گل می کنند ... آنجا که حرف های زمین افتاده ام ... دوباره سبز می شوند ... و دست های عاشق مان گره در کار سبز ه ها می اندازند ... قرارمان زیر چشم های تو ... آنجا که شعر نم نم شروع می شود ...
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 12:51 توسط ♦♦♦ شهریـــار الماسے نـــژاد ♦♦♦
|