افق
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار / دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی است پر ستم که اندر او به غیر غم / یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خرابتر نمی شود/ که خنجر غمت از این خرابتر نمی زند
هوشنگ ابتهاج
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۹ ساعت 16:31 توسط ♦♦♦ شهریـــار الماسے نـــژاد ♦♦♦
|